کد خبر: ۴۰۲۶۴۷
تاریخ انتشار: ۱۶ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۳ 05 April 2017
بر خلاف عقيده و روش بسيارى كه راه مبارزه با شايعات را دربى توجهى و تغافل ميدانند به نظرم بهترين شيوه مقابله با آن استفاده از استراتژى" معمار و مناره كج " است .
 
برخى افراد بدون اينكه قصد خاصى داشته باشند بالذات برخى چيزها را آنطورى مى بينند كه ميخواهند نه آنطورى كه هست .
 
در نگاه اول ممكن است چنين تصور شود كه نگرش يك فرد به موضوعى خاص آنچنان مهم نيست كه بخواهيم براى آن وقتى گذاشته و در صدد اصلاح آن باشيم اما كافى است نگرش چنين افرادى به سطوح مختلف جامعه تسرى پيدا كند در چنين حالتى شما با انبوهى از نظرات مشابه مواجه خواهيد بود كه بدليل تنوع خاستگاه يا فقدان آن ، امكان استفاده از شيوه هاى اقناعى براى پاسخگويى به آن حجم از شايعات مقدور نخواهد بود .
 
جلوگيرى از وقوع بحران هاى اجتماعى مانند پيشگيرى از شيوع بيمارى هاى واگيردار مى ماند كه هم كم هزينه است و هم اينكه جامعه بحران نديده بهتر از جامعه اى است كه بحران را مديريت كرده است چرا كه هر بحرانى حتى اگر فاقد خسارت هاى ظاهرى باشد خسارت هاى روانى متعددى مي تواند براى جامعه تحميل كند !
 
ممكن است براى شما سوال شده باشد كه منظور از " استراتژى معمار و مناره كج " چيست اين حكايت را بخوانيد:
 
سال ها پيش در حاليكه كارهاى ريزه كارى مسجدى بزرگ تمام شده و كارگران در حال تميز كارى اطراف محوطه آن بوده اند
پيرزني از آنجا رد مي شد وقتي مسجد را ديد به يكي از كارگران گفت: فكر كنم يكي از مناره ها كمي كج است!
كارگرها خنديدند. اما معمار كه اين حرف را شنيد، سريع گفت: چوب بياوريد! كارگر بياوريد! چوب را به مناره تكيه بدهيد. فشار بدهيد.
در حالي كه كارگران با چوب به مناره فشار مي آوردند، معمار مدام از پيرزن مي پرسيد: مادر، درست شد؟!
مدتي طول كشيد تا پيرزن گفت: بله! درست شد! تشكر كرد و دعايي كرد و رفت.
 
كارگرها حكمت اين كار بيهوده و فشار دادن به مناره اي كه اصلاً كج نبود را پرسيدند. معمار گفت: اگر اين پيرزن، راجع به كج بودن اين مناره با ديگران صحبت مي كرد و شايعه پا مي گرفت، اين مناره تا ابد كج مي ماند و ديگر نمي توانستيم اثرات منفي اين شايعه را پاك كنيم. اين است كه من گفتم در همين ابتدا جلوي آن را بگيرم .
 
بخشى از نظرات و نقدها ممكن است مبناى خاصى نداشته باشد و اصلا وارد هم نباشد اما وقتى در اثر تكرار بخصوص در ميان اليت هاى گروه رقيب تبديل به يك گفتمان و مطالبه و انتقاد عمومى مى شود آن نقد ساده به دليل اينكه مديريت نشده تبديل به مقوله اى غير قابل مهار مى شود .
ضعف هاى موجود در بخش هاى مختلف استان غير قايل انكار است .
 
از آمار بالاى بيكارى بگيريد تا افزايش بى برنامه تحصيلكردگانى كه نصيب شان تنها پر كردن جيب دانشگاه هاى پولى بوده .
دانشگاه هايى كه به جرأت مى توان گفت به جاى توليد علم مشغول تكثير افرادى با مدارك تحصيلى بالا و ادعايى بالاتر هستند و چيزى جز تحصيل درآمد براى آنها ارزش ندارد . اگر ترديدى در اين زمينه داريد زحمت بكشيد سرى به پاساژ صفويه بزنيد !!
 
از بخش صنعت بگيريد تا راه هاى مواصلاتى استان تقريبا روزى نيست كه حداقل خبر چند تصادف منجر به جرح و مرگ در استان نداشته باشيم . راه هايى كه مايه سرافكندگى و شرمسارى هستند و تنها چيزى كه دارند سرعت گيرهاى متعدد و دست اندازهاى بى شمار است !
 
از فقدان زيرساخت هاى مورد نياز براى توسعه گردشگرى بگيريد تا مصيبت هايى كه بر سر سرمايه گذاران وارد شده در اين استان مى آيد .
 
سريال تكرارى فرار سرمايه گذاران از اردبيل روى رسانه ملى را درمورد پخش سريال هاى شرقى سفيد كرده و عليرغم تشكيل كارگروه حمايت از سرمايه گذاران همچنان خبرهايى ازنگاه مغرضانه و كوته نظرانه برخى دستگاه هاى متولى به مقوله سرمايه گذارى به گوش مى رسد و اين درد بى درمان ظاهرا چاره اى ندارد .
 
سرمايه را يا بايد توليد كرد كه از آن بابت شرمنده ايم چون حجم توليد و مبادلات محصولات در حوزه هاى مختلف صنعتى و توليدى استان در پايين ترين رده هاى جداول مقابسه اى استان هاست يا بايد جذب كرد كه ظاهرا نه جذبه اى داريم و نه انگيزه اى براى نگهداشت سرمايه گذارانى كه در گذشته به استان وارد شده اند !
 
سوال اينجاست كه آيا اصلاح نگرش در خصوص هيچ يك از اين موضوعات ضرورت ندارد ؟

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار