کد خبر: ۳۹۱۹۰۲
تاریخ انتشار: ۱۹ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۷ 09 March 2017
 از زمان اجرایی شدن «برنامه جامع اقدام مشترک» تاکنون همواره شعار «گشایش» در زندگی مردم ایران در پسابرجام، «ترجیع بند» دولت یازدهم در صدر وعده های دولتمردان بوده است، ادعایی که با اندکی تامل در زندگی مردم ایران نه تنها واقعیت پیدا نکرد بلکه ثابت نمود که یک پروپاگاندایی بیش نیست.
 
از پسابرجام که بگذریم، انتخابات ریاست جمهوری یکی از محرک ها و انگیزه های اصلی برای دولت های مستقر در انجام برخی پروژه ها بشمار میرود تا از این مسیر بتوانند از فشار افکار عمومی و منتقدین کاسته و در راستای جذب دوباره نظر اکثریت از خود عملکردی را ارائه کرده باشند؛ دولت یازدهم بر همین سیاق از مدتها پیش با متمرکز کردن بودجه پروژه های ریلی کشور بر خط آهن قزوین- رشت - آستارا که کلنگ آن از گذشته بر زمین زده شده بود، عملاً عقب ماندگی مناطق مشمول این طرح ها در نقاط دیگر کشور را برای سالیان دیگر تمدید کرد.
 
یکی از این پروژه ها خط آهن میانه- اردبیل به طور تقریبی 180 کیلومتر و طرح توسعه آن از اردبیل به مغان و اتصال از طریق منطقه ایمیشلی به جمهوری آذربایجان و قفقاز بود که با ترفندها و نقشه های هدفدار مختلف منجمله تشکیک در استاندارد بودن مسیر، آن هم از زبان نماینده سابق اردبیل در مجلس شورای اسلامی، عملاً تعطیل و با حمایت خاص معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه و لابی های قدرتمند در توجیه اقتصادی و اولویت طرح از منظر افکار عمومی در آستانه انتخابات، سرانجام خط آهن قزوین-رشت-آستارا به مرحله راه اندازی آزمایشی در جریان سفر اخیر الهام علی اف رئیس جمهور آذربایجان با همتای ایرانی خود از طریق ویدئوکنفرانس در تهران رسید و برای همیشه، لایه های پروپاگاندای مسئولان استان اردبیل را در توجیه غفلت تاریخی و ضعف مدیریت و لابیگری آنان در دولت برای جذب بودجه برملاساخت؛ ضمن این که نباید از نقش سئوال برانگیز نمایندگان استان و سکوت معنادار آنان در این مسئله و موارد مشابه دیگر به سادگی گذشت که گوشه ای از آن در جریان جلسه استیضاح اخیر وزیر راه و شهرسازی هویدا گشت.
 
در پاسخ به دیدگاه نه چندان قابل دفاع عده ای که مسیر ریلی آستارا-آستارا را دارای توجیه اقتصادی برای هر دو کشور ایران و آذربایجان قلمداد می کنند، باید گفت که عموماً در مناسبات کشورها، بسیاری از تصمیم ها تابعی از درنظر گرفتن مجموعه و بسته کامل مسایل سیاسی،اقتصادی،فرهنگی، اجتماعی و دیپلماتیک است، به عنوان مثال، اتصال ریلی ایران و سوریه که البته متعاقب جنگ داخلی دراین کشور ،خدمات مسافری در این مسیر به تعلیق درآمده است، نه از باب توجیه اقتصادی بلکه ناشی از مسایل دیگر اولویت دار بوده است، ضمن این که این مهم در مناسبات ریلی ایران با دیگر کشورها و حتی مناطق داخل کشور، صرفاً از منظر توجیه اقتصادی داشتن یا نداشتن طرح، مورد تصمیم گیری واقع نمی شود و لذاست که اگر جغرافیای کشور را مطابق با آمایش سرزمینی و پیروی از این استاندارد برای توزیع امکانات و بهره گیری از پتانسیل های اختصاصی هر کدام با رویکرد اهداف برنامه های میان مدت و چشم انداز 1404 در نظر بگیریم، نباید این دلیل و بهانه بی پایه و اساس را بپذیریم که اولویت بخشی به مسیر ریلی قزوین-رشت-آستارا به دلیل پتانسیل و صرفه و توجیه اقتصادی آن و فقدان چنین ظرفیت و مزیتی در مسیر ریلی میانه-اردبیل-ایمیشلی بوده است.
 
این را هم نباید از نظر دور نگهداشت که رفتارهای به ظاهر زیرکانه اما ناشیانه دولتمردان برای فرافکنی و ادعای این که دولت آذربایجان، اتصال ریلی با ایران را از طریق آستارا بر دیگر نقاط مرزی و منجمله استان همجوار اردبیل ترجیح دادند،از اذهان مردم منطقه پاک نخواهد شد و مردم از پشت پرده تصمیم های دولت در این مسئله مهم و حیاتی که چه بسا می توانست بخش بزرگی از عقب ماندگی های استان را جبران و ارتباط اردبیل را با دنیای خارج و داخل کشور روان و تسهیل کند، به خوبی آگاه هستند.
 
دولت یازدهم معتقد است که ارتباط ریلی آستارا-آستارا به عنوان دروازه تجاری ایران و اوراسیا و کریدور حمل و نقل بین المللی شمال - جنوب ایران و ارتباط کشورهای اروپایی، آسیایی میانه، روسیه قفقاز خواهد بود اما نمی خواهد این پرسش را پاسخ بدهد که اگر مدعی توسعه همه جانبه و توزیع زیرساخت ها درنقاط مختلف کشور است، چرا و با چه توجیهی حاضر نشد حداقل به بهانه اتصال ریلی با همسایه شمالی، مسیر ریلی میانه-اردبیل-ایمیشلی به اولویت نبدیل کرده و حداقل محرومیت های استان اردبیل از امکانات زیرساخت ارتباطی نظیر بزرگراه زمینی،خط هوایی،فرودگاه، ریل و دریایی را تا حدودی جبران کرده باشد و به راحتی این منطقه از جغرافیایی کشور را نادیده انگاشت و با این اقدام خود، زنجیره ارتباطی استان همجوار را در بخش های مختلف ارتباطی تکمیل ساخت؟
 
نکته تاسف بار دیگر در این مسئله، اظهارات مکرر استاندار اردبیل از زمان تصدی این مسئولیت بخصوص در جریان نشست های کمیسیون مشترک اقتصادی ایران و آذربایجان و ادعای قطعیت یافتن ارتباطات ریلی از مرز استان اردبیل است که بالاخره معلوم شد نه تنها پایه و اساسی نداشته بلکه حتی آقای خدابخش در جریان عقد تفاهم نامه های همکاری مشترک اخیر در تهران اجازه حضور پیدا نکرد! همان کسی که یک روز قبل از سفر الهام علی‌اف به تهران در سخنانی در اردبیل با یک پیش‌بینی سوال‌برانگیز مدعی شد، موضوع بندر خشک اصلاندوز یکی از اصلی‌ترین مباحث مورد بررسی فی‌مابین در سفر رئیس جمهور آذربایجان به تهران خواهد بود. اما برخلاف پیش‌بینی استاندار اردبیل، حرفی از بندر خشک اصلاندوز و استان اردبیل در جریان این سفر به میان نیامد.ضمن این که هیچ یک از نمایندگان استان نیز در جریان سفر رئیس جمهور آذربایجان به تهران، حضور نداشتند و این گمانه بیش از پیش تقویت می شود که مسئولان اجرایی محلی و نمایندگان استان از سوی مقامات عالی دولت چندان جدی گرفته نمی شوند!
 
بی تردید اردبیل امروز که با تدبیر دولت یازدهم در«غربت و بن بست تاریخی» گرفتار مانده است، محصول تنگ نظری ادوار دولتها، ضعف مدیریت مسئولان اجرایی و ضعف نظارتی نمایندگان استان بوده است.انگار دست های پنهان همواره به دنبال محروم نگاهداشتن این قطعه طلایی و در بن بست قرار دادن آن است تا قطب گردشگری کشور به دلیل فقدان امکانات حداقلی ارتباطی، موجب گسیل گردشگران خارجی و داخلی به مقاصد از پیش تبلیغ شده همچون اصفهان،شیراز،یزد،کرمان و مشهد و... شود.چرا که عده ای بیم آن را دارند که اگر این منطقه ناشناخته دیده شود، دیگر خریداری نخواهند داشت و شاید هم از این منظر است که همین دست های پنهان مانع ایجاد منابع پایدار منجمله زیرساخت های حمل و نقلی هستند.
 
امروز افتخار استان اردبیل این است که در رتبه برتر مهاجرفرست به تهران و کرج قرار دارد، مهاجرینی که به دلیل نبود حداقل های زندگی و معیشت و شغل، در کلانشهرها حاشیه نشینی اختیار کرده و بخش عمده خدمات کلانشهر تهران و مشاغل پست را عهده دار هستند.
 
منبع: نشریه چشم‌انداز اردبیل

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۵۲ - ۱۳۹۵/۱۲/۲۰
واقعا این مردم گناه دارند فقر و بیکاری جوانان و فارغ التحصیلان و وجود نمایندگان ترسو و نبود نظارت بر عملکرد مدیران ضعیف نبود راههای خوب و آسفالته مخصوصا در شهر زر خیز پارس آباد مغان بدلیل ضعف شهرداریها تعویض های مکرر و بی برنامه شهرداران و استانداری به مدل خاقانی از معظلاتی است که این استان باهاش دست و پنجه نرم میکنه. بیست سال پیش در طرف جمهوری آذربایجان شهرهای مانده از دوران کمونیسم ویران و خالی از سکنه بودند در حالیکه الان هر شهری به اندازه 5 استان ارذبیل مدرن هستند و سرمایه دارند.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار