کد خبر: ۱۷۹۵۸۹
تاریخ انتشار: ۲۲ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۸:۲۴ 11 February 2016

سونیا امیرپور

چکیده: رهبر معظم انقلاب فرمودند: هیچ معروفی برتر از نجات ملت ها از چنگال قدرت اهریمنی استکبار و هیچ منکری زشت تر از وابستگی و خدمت به مستکبران نیست.

با توجه به عصری که در آن زندگی می کنیم که با عنوان عصر تکنولوژی و عصر اطلاعات و ارتباطات نامیده می شود و با توجه به اینکه علم بشر رو به پیشرفت فزاینده ای گذاشته و جوامع انسانی به سمت علم گرایی، برای بهبود زندگی در حال پیشروی هستند، شایان توجه است که در این مقاله مروری دوباره داشته باشیم به مباحث دشمن شناسی، اینکه دشمن کیست؟ عصر حاضر چگونه عصری است، در پیشرفت هایی که انسان در طول زندگی خود در این کره ی خاکی بدست آورده دست آوردها و متاعی که در این پیشرفت از دست داده اند چه چیز هایی هستند؟ که حتی کسی یادی هم از این موضوع ها نمی کند و یا شاید هم امکان یا اجازه ی این یادآوری و بیان آن به او داده نمی شود و حقیقت رو به فراموشی سپرده شده است.

در این مقاله سعی داریم مطالبی را در خصوص دشمن شناسی ارئه کنیم، باشد که با مطالعه ی این مطالب ذهن های در خواب خوش خفته بیدار شوند و جرقه ای باشد به جواب این سوال که چرا با این همه پیشرفت در حوزه های علمی فلاکت بشر بیشتر رخ نموده و کسی متذکر این موضوعات نیست.

دشمن کیست؟ و چه اهدافی دارد؟ و این نظم نوین جهانی و سکولاریزه کردن جهان که این روزها فراوان به گوش می خورد به چه معناست؟ اکنون درتاریخ، برای مهم ترین جهاد و مبارزه چه چیزی را می توان عنوان کرد؟ و اصلی ترین خاکریز و جبهه کجاست[1]؟

مقدمه:

در ابتدا باید گفت که: مقابله و جنگ با دشمنان در هر دین و مکتبی لازم و ضروری است و در اسلام نیز همین طور، با این تفاوت که در اسلام این مبارزه ابتدا با مبارزه نفس فردی و دوم مبارزه با نفسانیت و سوم مبازره با سیستم فریب شیطانی تعریف شده است.

ما دو جنگ، و [2]در مقابل این دو جنگ دو جهاد نیز داریم! اول جنگ یا جهاد و مقابله با نفس یا نفسانیات و شیطان درون، در واقع همان خود شکنی و خضوع و بندگی در مقابل خالق جهان هستی و دوم مبارزه با دشمن (که همان عناصر غافل از بندگی و استکبار و سربازان ابلیس که از جن و انس هستند)، می باشد. و به عبارت دیگر همان بت شکنی.

بطورکلی جهاد اکبر یعنی جنگ با وسوسه ها و هواهای شیطانی، برای جذب نشدن در جبهه جریان تاریخی ابلیس که به تعبیر قرآنی دشمن درجه ی یک ماست به کار می رود، و جهاد اصغر یعنی جنگ باعوامل، لشکریان و سیستم فریبنده ی شیطان، برای نجات بشریت از ضلالت و گمراهی و فلاکت و بدبختی دنیا و آخرت.

برای این جهاد لازم است: خود و جامعه ی خود و دشمن و ابعاد و روش هایش را بشناسیم و این امر مستلزم بصیرت و نیازمند جنبش بیداری است.

یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا عَلَیکُم أَنفُسَکُم لَا یَضُرُّکُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهتَدَیتُم إِلَی اللهِ مَرجِعُکُم جَمِیعًا فَیُنَبِئُکُم بِمَا کُنتُم تَعمَلُونَ(مائده، 105)

بشناسیم که دشمنان ما چه کسانی هستند؟ دجال کیست؟ چگونه شیطان توانسته است سیستم یکپارچه، مدرن و خوش آب و رنگی را برای فریب بشریت تدارک ببیند؟ ازچه چیزِ ما می ترسند؟ مگرآن ها در تمام حوزه های علمی، اقتصادی، تکنولوژیک و سیاسی برما برتری ندارند؟ چگونه ماهیت و شکل زندگی ما را دستکاری می کنند؟ چگونه تاریخ را واژگون می کنند و با یک تئوری اثبات نشده نسل های زیادی را به مسلخ نادانی و غفلت می برند؟

چگونه ذهن ها را از موضوعات اصلی به موضوعات فرعی می کشانند وکاری می کنند که همانطور که آنها می خواهند دیگران فکر کنند! بهائیت، وهابیت، صهیونیست مسیحی، نوآنجیلی ها، شیطان پرست ها و هزاران فرقه ی سازماندهی شده چگونه مدیریت می شوند؟

چگونه فراماسون ها مخفیانه بزرگترین فتنه های سیاسی و اقتصادی را راه می اندازند؟ پادشاهی بریتانیا با سیستم مدیریتی آمریکا و برخی کشورهای منطقه چه پیوندی دارد کارتل های بزرگ مواد مخدر، سکس، قمار، مشروبات الکلی، اسلحه و نفت و انرژی در اختیار چه کسانی است؟

پشت پرده ی هالیوود و فرش های قرمز، آن از آمریکا تا ایران خودمان چیست؟ چه بر سر طبیعت و زمین چه و بر سر سلامت و زندگی انسان ها آورده اند؟ چگونه انسان ها را به دنبال بهشت خیالی به جهنم های فلاکت و بردگی و پستی کشانده اند؟... ولی بسیاری هنوز در خوابند... !!! چنان تخدیر شده اند که نمی دانند چه شده است؟ ظهر الفساد فی البحر والبر بما کسبت ایدی الناس. نیازمند جنبش بیداری هستیم.

در این مقوله باید گفت پشت پرده ی تمام این عوامل ابلیس و عناصر شیطانی او دست دارند اما چگونه؟

اصلاً چرا باید سیستم فریب را بشناسیم؟

پایه های قدرت شیطان و دستگاه فریب او در مقابل انسان دو موضوع با عنوان های:

اول: جهل و نادانی و دوم: غفلت و بی توجهی است.

مواردی که باعث دامن زدن به این موضوعات می شوند، عبارتند از:

1- تنبلی و تن آسایی 2- افراط و تفریط 3- تحلیل نادرست و فهم غلط 4- اعتیاد و فساد 5- حیرت و ابهام 6- بی هویتی و ناامیدی 7- معیارهای غلط 8- وادادگی و خود باختگی 9- آسیب پذیری در ابعاد مختلف 10- الکی خوشی و ساده انگاری .

واکسیناسیون در برابر شیطان از دو راه اصلی صورت می گیرد:

اول: زدودن جهل و نادانی و افزایش آگاهی دوم: مبارزه و شناساندن عوامل و نتایج غفلت و بی توجهی.

لازمه ی موارد فوق، ایجاد روحیه ی نشاط و سرگرمی، امید و تحلیل دقیق، شناخت نقاط ضعف و قوت، اعتدال رفتاری و هدف داری و هویت یابی می باشد.

مبنای عمل سیستم فریب شیطانی به این قرار است:

کانالیزه کردن انتخاب های انسان، تضعیف قدرت انتخاب، توسعه ی غفلت و بی توجهی، دامن زدن به تنوع طلبی، تضعیف قدرت تفکر، کانالیزه کردن اطلاعات و افزایش سطح و کاهش عمق داده ها و استاندارد سازی اندازه های غلط.

شناخت سابقه و ابعاد سیستم فریب شیطانی کمک می کند تا:

از غفلت بدرآییم، نقاط ضعف و قوت خود و دشمن را بشناسیم و فریب پیپچیدگی ها را نخوریم و از بازی با قواعد دشمن پرهیز و از قدرت گرفتن او پیشگیری و درنتیجه ، برنامه ریزی دقیقی برای زندگی و آینده ی داشته باشیم.

یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلتَنظُر نَفسٌ مَّا قَدَّمَت لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌم بِمَا تَعمَلُونَ(18- حشر)

غفلت از دشمن:

قرآن در این زمینه در سوره ی نساء و آیه ی 102می فرماید:" کفار دوست دارند که شما از اسلحه و امکاناتی که دارید، غافل باشید تا با یک یورش شما را نابود کنند".

و حضرت علی (ع) می فرماید: " تعجب می کنم که شما نسبت به دشمن خواب و غافل هستید، ولی دشمن به شما بیدار است". (نهج البلاغه، خطبه ی 34).

امام خمینی در همین خصوص می فرمایند: " گرفتاري همه­ي ما براي اين است كه ما تزكيه نشده­ايم، تربيت نشديم. عالِم شدند، تربيت نشدند، دانشمند شده­اند، تربيت نشده­اند، تفكراتشان عميق است، لكن تربيت نشده­اند و آن خطري كه از عالمي که تربيت نشده است و تزكيه نشده است بر بشر وارد مي­شود آن خطر از خطر مغول بالاتر است. غايت بعثت اين تزكيه است، غايت آمدن انبيا اين تزكيه است و دنبالش آن تعليم.

اگر نفوسي تزكيه نشده و تربيت نشده وارد بشوند در هر صحنه، در صحنه­ي توحيد، در صحنه­ي معارف الهي، در صحنه­ي فلسفه، در صحنه­ي فقه و فقاهت، در صحنه­ي سياست، در هر صحنه­اي كه وارد بشوند، اشخاصي كه تزكيه نشدند و تصفيه نشدند و از اين شيطان باطن رها نشدند، خطر اين­ها بر بشر خطرهاي بزرگ است.

و بايد كساني كه مي­خواهند در اين عالم تربيت كنند ديگران را، قبلاً خودشان تزكيه شده باشند، تربيت شده باشند و كساني كه در بشر مي­خواهند زمام­داري كنند اگر بخواهند كه طغيان نكنند و كارهاي شيطاني نكنند، بايد تزكيه كنند خودشان را؛ و بعثت براي همين است كه همگان را تزكيه كند1".

خوب حال تربیت چگونه باید حاصل شود، این سوالی است که قصد داریم در این جا به آن پاسخ دهیم:

آیا انسان می تواند صرفاً فقط در خانواده به این تربیت دست یابد؟ یا جامعه هم در این باره نقش دارد؟ و اگر دارد نقشش چیست؟

باید اذعان شود، عصر حاضر عصری است که بیشترین تأثیر را رسانه ها بر روی انسان ها می گذارند و این رسانه ها ابزاری هستند که می توانند صدا و تصویر و نوشتارها را منعکس کنند صدا و تصاویر می تواند برای اعضای خانواده، مردم و مسئولان، دولت ها و ملت ها و تمام مردم جهان باشند، که همین محتواهایی که از طریق این ابزار رسانه برای انسان منتشر می شود با بررسی مطالعات روانشناسانه ثابت شده است که تأثیرات خود را به تمام و کمال بر روی ذهن آگاه و ناخود آگاه انسان می گذارد و قالب شخصیت و رفتار و افکار انسان را تغییر می دهد.

حال بگذریم از این حقیقت که این رسانه ها کمر به ترویج خشونت و بی بند و باری و تغییر سبک و ذائقه ی انسانها با استناد به نظریه ی نظریه پردازانی همچون فوکویاما زده اند که در این مقاله جای بحث نیست ولی در مقالات دیگری آورده ایم.

یهودیان افراطی در پروتکل های 24 گانه ی خود چنین می گویند:

« ما مي توانيم هر وقت كه لازم باشد افكار عمومي را در مورد يك موضوع سياسي تهيج و يا آرام كنيم و يا آن ها را به او بقبولانيم، يا ذهن او را درباره آن موضوع دچار شك و تشويش سازيم.

امروز مطالب درست و حق را منتشر مي كنيم و فردا مطالب كذب و باطل و بهتان آميز را؛ گاه واقعيت ها را و زماني مطالب ضد و نقيض آن ها، و در اين ميان همواره مواظبيم كه پايمان نلغزد به سر در نيائيم. (12)» .

او خود را به اَفعی تشبیه کرده است راز نیروی یهودیت جهانی دراین است که می تواند دستگاه های خود را از دید جهانیان پنهان نگه دارد و همواره در اطراف خود مه غلیظی ایجاد کند تا جهان نتواند به ماهیت حقیقی آن پی ببرد.

باتوجه به اینکه آنها عزمشان را جزم کرده اند که از طریق کانال رسانه بر ذهن ها و قلب های افراد حکومت کنند و تا حدودی موفق هم شده اند و مردم سرزمین های اسلامی با استفاده از ابزار ماهواره و رسانه های نوین سرگرم شده اند و ذهن های آنها درحال برنامه ریزی مطالبی است که به آنها قبولانده اند، در این احوال باید قبول کنیم که رسانه ها هم در تربیت انسان ها دخیل می باشد، و این حرف مارشال مک لوهان درباره ی نظریه ی تبدیل جهان به دهکده ی جهانی با استفاده از این ابزار رسانه به تحقق پیوسته است.

در نگاه گسترده تر به این موضوع و از نگاه دین اسلام می توان این مطلب را هم در این جا گنجاند که به باور مسلمانان، حقیقت این است که لقمه ی حرام، حلال زاده را حرام زاده و لقمه ی حلال، حرامزاده را حلال زاده می کند و جوامع اسلامی با استناد به آخرین کتاب مقدس نازل شده یعنی قرآن « که بر خاتم پیامبران حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله وسلم ) نازل شده است» همیشه در صدد هستند تا با استناد به این کتاب آسمانی و عمل به دستورات الهی همواره در کمال و سعادت خود و جامعه ی شان گام بر دارند تا به قرب الهی نایل آیند و شهدا این گونه بوده اند.

با توجه به اصل امر به معروف و نهی از منکر این حقیقت پذیرفته شده است که انسان مسوول اعمال خود است و باید در تربیت اجتماعی هم همت گمارد و اصل امر به معروف و نهی از منکر جزو اصول اعتقادی جامعه ی اسلامی است و این مطلب که سالار شهیدان حضرت امام حسین علیه السلام در واقعه ی خونین دشت کربلا با صدایی رسا بیان داشته اند که من برای احقاق دین جدم محمد مصطفی (صل الله علیه وآل وسلم ) قیام کرده ام و هدفم امر به معروف و نهی از منکر است، همین سخن همانند خورشید درخشانی زینت بخش کتب دینی و اعتقادی مسلمانان و شیعیان است.

سخن از تربیت و شیوه های خطر نفوذ دشمن و بصیرت است و بنده احساس می کنم که هنوز می شود در این خصوص ناگفته هایی را عنوان کرد.

بررسی ها و پژوهش ها نشان می دهد که سبک زندگی انسانها در عصر حاضر بیشتر به سبک و ذائقه ی جوامع غربی تمایل پیدا کرده است اما چه سبکی و چه ذائقه ای ؟؟!! چه اتفاقی افتاده است؟؟!!....

اتفاق این است که محققان ثابت کرده اند که زندگی شهری و سبک زندگی ساختمانی یا آپارتمانی و میزان ارتفاعات و افزایش طبقات ساختمان ها و به نوعی تداخل پیداکردن قانون جاذبه ی زمین بر روی انسان و ایجاد محدودیت در نوع زندگی مردم که به این طریق با سبک آپارتمان نشینی و زندگی شهری بر بشر تحمیل شده است، این عامل در میزان افزایش پرخاشگری مردم تأثیر مستقیم گذاشته است و آمارهای جرم شناسی به طور بارز گویای این حقیقت است و حال این افزایش میزان پرخاشگری با توجه به اینکه اصول اداری جوامع اسلامی که بیشتر به کاغذ بازی اداری شباهت دارد تا حل مشکلات مردم، درکاهش ظرفیت های انسانی بیشتر رخ نموده است و حال باز هم جا دارد سخن گفته شود و آن اینکه افزایش نرخ سودهای بانکی که با بررسی انجام شده مشخص شده است که ایران رتبه ی هفتم جهان را در گرفتن سود بانکی از آن خود کرده است بر میزان افزایش بزهکاری در جوامع ما افزوده است.

حال آنکه جدیدترین آمار منتشر شده از سوی بانک جهانی در مورد میزان سود بانکی در 140 کشور جهان نشان می دهد که دریافت وام بانکی در 101 کشور از ایران به صرفه تر است.

بر اساس این آمار که مربوط به سال 2011 است نرخ واقعی بهره وام بانکی در ایران طی این سال 7 درصد بوده است. در 38 کشور نرخ واقعی بهره وام بانکی بیشتر از ایران و در 101 کشور کمتر از ایران بوده است[3].

نرخ واقعی بهره وام بانکی هر کشور بر اساس میزان نرخ بهره دریافتی از سوی بانک های آن کشور برای پرداخت وام به متقاضیان و میزان نرخ تورم در آن کشور محاسبه می شود. در میان کشورهای جهان،‌ لیبی بدترین کشور برای دریافت وام بانکی شناخته شده است. نرخ واقعی بهره وام بانکی در این کشور 57.8 درصد محاسبه شده است. پس از این کشور،‌ ماداگاسکار با 42.9 درصد در رتبه دوم و برزیل با 34.5 درصد در رتبه سوم از این نظر قرار گرفته اند. بهترین کشور برای دریافت وام بانکی نیز بلاروس شناخته شده است. نرخ واقعی بهره وام بانکی در این کشور طی سال 2011 منفی 33.7 درصد اعلام شده است. پس از این کشور، اتیوپی با منفی 17.1 درصد و کویت با منفی 16.8درصد به ترتیب در رتبه های بعدی قرار گرفته اند.

نرخ واقعی بهره وام بانکی در برخی کشورهای دیگر به این شرح اعلام شده است: افغانستان 4 درصد، الجزایر منفی 8.1 درصد، بحرین منفی 5.6 درصد، بلژیک 8.2 درصد،‌ کانادا منفی 2.5 درصد،‌ چین منفی 1.2 درصد،‌ مصر منفی 0.6 درصد، هند 1.7 درصد،‌ اندونزی 4 درصد، عراق منفی 7.5 درصد، ایتالیا 3.2 درصد‌، ژاپن 3.4 درصد، اردن 2.2 درصد، لبنان 2.6 درصد، مالزی 2.5 درصد، هلند 0.7 درصد،‌نروژ 10.2 درصد، عمان منفی 9.7 درصد، قطر منفی 7.8 درصد، روسیه منفی 6.1 درصد، سوئیس 2.5 درصد، انگلیس منفی 1.8 درصد‌، و آمریکا 1.1 درصد.

بر اساس این گزارش نرخ واقعی بهره وام بانکی در کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس منفی بوده است و کشورهای صنعتی عمدتا نرخ بهره منفی یا پایین داشته اند. نرخ واقعی بهره وام بانکی در ایران حدودا 2 برابر ژاپن و تقریبا 6 برابر آمریکا گزارش شده است. و این گزارش در حالی است که :

نرخ بهره بانكي در سوئد منفي شده1 و بانك مركزي سوئد اعلام كرده که به منظور كمك به افزايش رشد و رونق اقتصادي نرخ بهره بانكي اين كشور را در حد منفي 0.25 درصد حفظ خواهد كرد .

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه اتخاذ نرخ بهره منفي در اقتصاد سوئد بي سابقه ارزيابي شده است. اين در حالي است كه پيش بيني مي شود رشد اقتصادي سوئد تا پايان امسال و سال 2010 افزايش يابد.

ساير كشورهاي همسايه مانند نروژ و كشورهاي اروپاي مركزي نيز سياست كاهش نرخ بهره بانكي را ادامه خواهند داد .

بانك مركزي سوئد موسوم به ريكس بانك، طي بيانيه اي افزود: نشانه هايي از بهبود شرايط اقتصادي وجود دارد ولي روند رشد و رونق اقتصادي بسيار آرام و كند است. اتخاذ سياست نرخ بهره منفي موجب تشويق بانكها براي اعطاي وام هاي بيشتر به مشتريان خواهد شد و در غير اين صورت بانكهاي تجاري سوئد از سوي بانك مركزي اين كشور جريمه مي شوند .

استفان اينگوس رئيس بانك مركزي سوئد تاكيد كرد: اين بهتر است كه بانك هاي سوئد به جاي تكيه به منابع پولي خود قدري فعالتر شوند. البته كاهش نرخ بهره و نرخ بهره منفي در سوئد بيشتر يك اقدام نمادين براي كمك به افزايش رشد و رونق اقتصادي است .

با توجه به اينكه نرخ بهره بانكي در اكثر كشورهاي جهان نزديك به صفر است، دولتها ميلياردها دلار به سيستم مالي و بانكي خود تزريق كرده اند .

مروين كينگ رييس بانك مركزي انگليس ضمن رد الگوي سوئد براي اقتصاد انگليس گفت: من مخالف نرخ بهره منفي در اقتصاد انگليس هستم .

انسان حس می کند که باند مافیای وام در سیستم بانکی کشور وجود دارد و واقعیت این است که میزان بدهی بدهکاران درشت به نظام بانکی کشور، هر ساله رو به رشد است و هیچ آثاری از کاهش این بدهی ها هم از نظر مبلغ وام و هم از نظر تعداد وام گیرندگان به چشم نمی خورد2.

این موضوع، بیانگر شبکه ای پیچیده و گسترده و مخفی از سوی وام گیرندگان است که با استفاده از اطلاعات، نفوذ در شبکه بانکی و توافقات پنهانی در میان مسئولان مختلف می توانند به وام های کلان دست پیدا کنند و یا وام های گذشته خود را با استفاده از شیوه های مختلف، پرداخت ننمایند. جالب این است که طی سالیان گذشته، هیچ‌گاه نظام بانکی کشور به مسوولان قضائی از عدم بازپرداخت وام توسط مشتریان خود شکایت نکرده است! همین نکته می تواند نشانگر نفوذ مافیای وام در بانک های کشور باشد.

بدهکاران دانه درشت با استفاده از روش های مختلف، همواره میزان بدهی خود را بالا نگه داشته و حتی آن را افزایش می دهند. این اقدام به صورت های گوناگون انجام می گیرد. مثلا وام گیرنده با بانک مربوطه توافق می کند که یک وام خود به مبلغ دویست میلیارد ریال را تسویه کند اما بانک به او یک وام سیصد میلیارد ریالی پرداخت کند. بدین ترتیب وام قبلی از لیست بدهی های های معوق خارج می شود اما وام جدیدی جایگزین می شود که در لیست نیست و یا بخش کوچکی از بدهی وام کلان خود را می پردازد به‌ شرط اینکه بانک، سر رسیدهای بعدی او را استمهال نموده و بدین ترتیب مبالغ استمهال شده از لیست بدهکاران معوق پاک می شود.

ظاهراً اراده جدی در دستگاه های اطلاعاتی و یا نظارتی و یا قضائی کشور برای برخورد با این بدهکاران نیز وجود ندارد. حتی بسیاری از این افراد، ممنوع الخروج نیز نیستند. چه رسد به اینکه با آنها برخوردهای لازم صورت گیرد. پر واضح است که برخورد فیزیکی با بدهکاران کلان، همواره چاره کار نیست اما تعلل نظام بانکی و مسئولان ذیربط در مواجهه با بدهکاران، کار را به جایی می رساند که جز با برخورد قضائی، مشکل حل نمی شود.

نظام بانکی کشور باید بتواند با اجرای یک سیستم متمرکز، اطلاعات لازم و به روز را از بانک های کشور- بالاخص بانک های خصوصی و سهامداران عمده آن بانک ها- جمع آوری کرده تا پرداخت وام های کلان را کنترل نماید.

حتی بانک مرکزی می تواند طی ضوابطی، اعطای وام های از یک مبلغ بیشتر را به عهده کمیته ای در بانک مرکزی بگذارد و مسئولیت آن را هم به عهده بگیرد. میزان وثایق تودیعی این بدهکاران نیز بزرگترین معضل است که بسیار کمتر از میزان وام اعطایی است. شرکت های متعلق به بانک ها نیز از راه های فرار بدهکاران هستند که باید به دقت کنترل شوند.

یکی از توجیهاتی که معمولاً از سوی بانک ها و مسئولان مختلف برای عدم مقابله جدی با این بدهکاران شنیده می شود، این است که اگر با بدهکار مربوطه برخورد شود، بقیه مطالبات بانک را پرداخت نمی کنند، لذا باید با آنها مماشات کرد تا به تدریج این مطالبات وصول شود. حتی باید وام جدید هم به آنها پرداخت شود تا امکان حیات اقتصادی داشته باشند و وام خود را پرداخت کنند. این توجیهات عوام فریبانه، از قضا به گوش بدهکاران هم رسیده و آنها با خیال راحت بدهکار می مانند.

باید اذعان کرد که اگر این توجیه ها چاره ساز بود، تاکنون از میزان بدهی ها کاسته شده بود نه اینکه به حجم آن اضافه شود. به نظر می رسد که دستگاه های مختلف اعم از بانک ها و دولت و وزارت اطلاعات و سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات و هنوز عزم جدی برای مقابله با مافیای وام ندارند و هر از چندی سروصدایی برای این وام ها بلند می شود(مانند نامه اخیر برخی نمایندگان) و دوباره با نفوذ مافیای مربوطه، همه چیز به فراموشی سپرده می شود.

درمورد وام مسكن در سوئد عموماً بهره وام‌ها بين 4 تا 5درصد هستند. پيشتر از اين، اين بهره‌ها 2 تا 3 درصد بوده‌اند. در كل 2 نوع وام مسكن در استكهلم وجود دارد، اولي وام‌هايي كه با نرخ ثابت بهره هستند و دومي با بهره‌هاي متغير كه بر اساس فاكتورهاي خاصي ميزان بهره افزايش يا كاهش مي‌يابد.

ميزان مبلغ وام‌ها عموماً در حدود 95 درصد قيمت كل خانه هستند كه بنا به تقاضاي متقاضي مبلغ آن متغير است. مبلغ وام‌هاي عادي مي‌تواند بين 250 تا 350 هزار كرون باشد. مدت زمان بازپرداخت وام‌ها يك‌ساله، 3ساله و 5 ساله هستند1.

خوب باید به یک انسان مسلمان حق داده شود که با شنیدن این مطالب یاد سخنان سید جمال الدین اسد آبادی افتد، آنجا که می گوید: در غرب مسلمان دیدم ولی اسلام ندیدم و در اینجا اسلام بود ولی مسلمان نبود.

لَا یَغُرَّ نَکَ تَقَلُّبُ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی البِلَدِ- مَتَعٌ قَلِیلٌ ثُمَّ مَأوَئهُم جَهَنَّمُ وَ بِئسَ الِمَهادُ (196-197، آل عمران)

و این مطالب در حالی است که گاهی انسان باید کمی تدبر نماید کمی اندیشه کند که چه باید کرد؟

در زمانی زندگی می کنیم که انواع تبلیغات، توطئه ها و انحرافات؛ فطرت، عقل و دین انسانها را مورد تهاجم قرار داده است. جای تردید نیست که هر چه تاریکی بیشتر شود به نور بیشتری نیاز داریم و هرچه امواج خطرناک تر شوند، کشتی مطمئن تری لازم است .

قرآن، نور الهی و پیامبر و اهل بیت او (علیه السلام) کشتی نجاتند، ولی بهرگیری از این دو سرچشمه ی زلال، نیاز به شناخت و ایمان دارد لذا باید به سراغ قرآن برویم، امّا نه درحّد تلاوت و تجوید، بلکه درحّد تدبر و تفسیر و بالاتر از آن درحّد عمل و تبلیغ و نباید فراموش کنیم که «هر جماعتی که به مشورت و همفکری با هم پرداختند، به رشد و کمال مطلوب نائل آمدند2».

پذیرفتن عوامل بیگانه:

قرآن با کمال صراحت می فرماید: بیگانگان را مستشار خود قرار ندهید! (سوره ی آل عمران آیه ی 118).

امر به معروف و نهی از منکر والدین است که اساس تربیت کودک را تشکیل می دهد.

و حال می توان با یک استنباط به این اصل رسید که امر به معروف و نهی از منکر مسلمانان است که اساس تربیت جامعه را تشکیل میدهد!!!!! چرا عده ای لب از لب نمی گشایند و در برابر عده ای که دروغگویی را سرلوحه ی کار خود قرار داده اند ساکت هستند؟

در جامعه ای زندگی می کنیم که حتی گاهی ادارات ارشاد خود به ارشاد نیاز دادند.

در عصر حاضر که بیکاری جوانان بیداد می کند و سوء مدیریت درست و اصولی رخ نموده است و اخبار و اطلاعات غلط حتی به شخص اول مملکت که مقام معظم رهبری است می رساند و سیاست تحمیلگری که در زمان امام حسن علیه السلام بارز شده بود در زمان حاضر نیز مشاهده می شود... جای تعجب نخواهد بود که در آینده ای نزدیک شاهد اسلام گریزی مردم باشیم.

حضرت علی (ع) می فرماید:1 « روح نوجوان همچون زمین خالی است و آموزش نوجوان مانند نقش بر سنگ، ماندگار است. »

در روایات می خوانیم: به سراغ نسل نو بروید زیرا آنان زودتر از دیگران به سوی خیر گرایش پیدا می کنند.

اما کجاست ارزش گذاری به نسل نو و نوجوانان و جوانان؟؟؟

کم نیست آمار کسانی که زیر بار بدهی های کلان رفته و وام گرفته و مقروض شده اند و قدرت خرید هم ندارند و اقتصاد کشور به سمت فلج شدن پیش می رود و هستند افرادی که چند سال است که بدهی های بانکی خود را پرداخت می کنند ولی آنها فقط سود بانکی بوده و هنوز اصل مبلغ واریز نشده است.

اساساً حکمت در زمینه ی تواضع رشد می کند نه در زمینه ی تکبّر، همان گونه که گیاه در زمین نرم دشت می روید نه در زمین سخت کوهستان2.

در منطق امام خمینی 3مبارزه و ورود در سیاست و بدست گرفتن حکومت هدف نیست هدف پیروز آمدن از میدان نبردی است که خداوند پس از سوگند های متوالی و با تأکید فراوان می فرماید: « قد افلح من زکیها و قد خاب من دسها » هدف تربیت انسان و هدایت اوست در سیر از عالم خاک تا ملکوت اعلی، هدف تشکیل جامعه و ایجاد محیطی است که تنها خدا در آن عبادت می شود و انوار عبودیت و اخلاص و جلوه ایمان به غیبت، ظلمت های علایق نفسانی و شهوات دنیایی را محو نماید و دیدگان بشر را بر پرتو جمال حق در پهنه ی هستی بینا سازد و توحید و ابعاد رفیع آن را در تمامی روابط و مناسبات انسانی حاکم گرداند و این همه ممکن نیست جز با « تزکیه ی نفس» ، مقوله ای که حاکمان شرق و غرب از آن بی خبر اند و جهان خسته ی امروز تشنه ی آن است.

« قال رسول الله، صلی الله علیه و آله : صنفان من امتی اذا صلحا ، صلحت امتی؛ و اذا فسدا ، فسدت امتی»

( رسول اکرم (صلی الله علیه واله و سلم ) فرمود دو گروه از امت من باشند که چون صالح شوند امت صالح شود، و چون فاسد شوند امت فاسد شوند. گفته شد آنها کیانند؟ فرمود علما و زمامداران ).

اگر انسان خباثت را از نهادش بیرون نکند هر چه درس بخواند و تحصیل نماید نه تنها فایده ای بر آن مترتب نمی شود بلکه ضررها دارد. علم وقتی در این مرکز خبیث وارد شد، شاخ و برگ خبیث به بار آورده شجره ی خبیثه می شود.

هر چه این مفاهیم در قلب سیاه و غیرمهذب انباشته گردد، حجاب زیادتر می شود. در نفسی که مهذب نشده، علم حجاب ظلمانی است ( العلم هو الحجاب الاکبر. لذا شرّ عالم فاسد برای اسلام از همه ی شرور خطر ناک تر و بیشتر است علم نور است، ولی در دل سیاه و قلب فاسد دامنه ی ظلمت و سیاهی را گسترده تر می سازد. علمی که انسان را به خدا نزدیک می کند، در نفس دنیا طب باعث دوری بیشتر از درگاه ذی الجلال می گردد. علم توحید هم اگر برای غیرخدا باشد، از حجب ظلمانی است؛ چون اشتغال به ما سِوی الله است.)

اگر کسی قرآن کریم را با چهارده قرائت لما سوی الله حفظ باشد و بخواند، جز حجاب و دوری از حق تعالی چیزی عاید او نمی شود اگر شما درس بخوانید، زحمت بکشید، ممکن است عالم شوید، ولی باید بدانید که میان «عالم» و «مهذب» خیلی فاصله است.

مرحوم شیخ، استاد حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی رضوان الله تعالی علیه، می فرمود اینکه می گویند: « ملا شدن چه آسان ، آدم شدن چه مشکل»، صحیح نیست. باید گفت: « ملا شدن چه مشکل، آدم شدن محال است! » انبیای خدا برای این مبعوث شدند که آدم تربیت کنند؛ انسان بسازند؛ بشر را از زشتی ها ، پلیدی ها ، فسادها و رذایل اخلاقی دور سازند و با فضایل و آداب حسنه آشنا کنند: بعثت لاتمم مکارم الاخلاق.

چنین علمی، علمی است که خداوند متعال نسبت به آن آنقدر اهتمام داشته که انبیاء را مبعوث فرموده است، لازم است خود را تهذیب کنید که وقتی رئیس جامعه یا طایفه ای شدید، آنان را نیز تهذیب نمایید. برای اصلاح و ساختن جامعه قدم بردارید؛ هدف شما خدمت به اسلام و مسلمین باشد. اگر برای خدا قدم بردارید، خداوند متعال مقلب القلوب است، دل ها را به شما متوجه می سازد و به فرموده ی قرآن که می فرماید: « همانا آنان که ایمان آوردند و کار شایسته انجام دادند خدای رحمان برای آنها محبت قرار خواهد داد.» (مریم آیه ی 96).

شما در راه خدا زحمت بکشید، فداکاری کنید، خداوند شما را بی اجر نمی گذارد؛ اگر در این دنیا نشد، در آخرت پاداش خواهد داد. اگر جز او پاداش شما را در این عالم نداد چه بهتر، دنیا چیزی نیست. این هیاهو ها و شخصیت ها چند روز دیگر به پایان می رسد، مانند خوابی از جلوی چشم انسان می گذرد، لکن اجر اخروی لایتناهی و تمام نشدنی خواهد بود.

وَ أَؤفُوا بِالعَهدِ إِنَّ العَهدَ کَانَ مَسئُولًا (اسراء 34)

در اصول اعتقادی مسلمانان خصوصاً شیعیان این آیه که عالم همه محضر خداست به خوبی جا افتاده و ایمان قلبی به این مطلب انسان را همواره از گناه دور می سازد و این پله ی مبارزه با نفس و نفسانیات است

... وَ هُوَ مَعَکُم أَینَ مَا کُنتُم وَ اللَّهُ بِمَا تَعمَلُونَ بَصِیرٌ- أَلَم یَعلَم بِأَنَّ اللَّهَ یَرَی (4حدید-14 علق)

شاید جای سوال باشد که به واقع نام شیعه از کجا آمده است1؟ در پاسخ باید عنوان داشت که نخستین کسی که این نام را برای این گروه انتخاب نمود خود پیامبر گرامی بود، مفسران اسلامی نقل می کنند که هنگامی که آیه ی زیر نازل گردید:

« اِنَّ الذینَ آمَنوا وَ عَمِلوُ الصَالِحَاتِ اُولئِکَ هُم خَیرُ البَرّیهِ:» . « افرادی که ایمان آورده و عمل نیک انجام داده اند آنان بهترین مردم هستند» (سوره ی بینه آیه ی 7).

پیامبرگرامی اسلام رو به حضرت علی (ع) کرد و فرمود: « هُم اَنتَ وَ شیعَتُکَ تَاتِی اَنتَ وَ شیعَتُکَ یَومَ القیامَةِ رَاضِین مَرضیَن» . ( مقصود از افراد با ایمان در این آیه تو و شیعیان توست و روز رستاخیز تو و شیعیانت به محشر با خاطره ی خوش وارد می شوید).

در این صورت می توان گفت که پیامبرگرامی اسلام نخستین فردی بود که بذر تشیع را در سرزمین اسلام پاشید و این لباس را براندام اسلام پوشانید و اسلام را با این رمز خاص معرفی نمود.

با توجه به مفاهیم بالا درخصوص دشمن شناسی ذکر این مطلب خالی از لطف نیست که همیشه ایران اسلامی خصوصاً از زمان انقلاب اسلامی و دوران8 ساله ی دفاع مقدس « با ذکر آن همه دلاوری ها و رشادت های پیدا و پنهان در این دوران که برخی از آنها در رسانه ها به نمایش گذاشته شده است» همیشه خاری در چشم دشمنان دین اسلام و فرهنگ اسلامی بوده است و دشمنان با دست نیاز دراز کردن به سوی رسانه ها سعی در نفوذ بین افراد و خانواده ها و تسخیر قلب و ذهن مخاطبان خود و تغییر ذائقه ها و سعی درتغییر فرهنگ ناب ایرانی اسلامی، در تلاش هستند که به خیال خام خود به پروژه ی بر اندازی نرم شان دست پیدا کنند که این امر شاید فقط در باور و خیال خامشان جامعه ی عمل به خود بپوشاند. هرچند که برخی از افراد نان به نرخ روزخور، فریب این تبلیغات و شایع پراکنی های آنها را خورده، خود و فکرشان را در زمینه ی تحقق اهداف غربی ها به آنها فروخته اند، ولی خالی از لطف نیست ذکر این مطلب که خود فروش فکری خیلی بدتر از خود فروش جنسی است.

شهید آوینی می گفت: سر سپردن به فرهنگ غرب، قبول ولایت شیطان است. چرا که فرهنگ غرب در نهان با نفس اماره ی شیطان اشتراک دارد. و خداوند انسان را برای بندگی و عبادت و دین مداری ساخته است.

وَ مَا خَلَقتُ الجِنَّ وَ الإِنسَ إِلَّا لِیَعبُدُونِ(ذاریات-56)

حال آنکه بنا به روایات، شیطان مانند خون درتن انسان جاریست. شیطان گفت: پروردگارا به عزت تو سوگند که تا وقتی که روح بندگان تو درتنشان است آنها را گمراه می کنم خداوند گفت: به عزت و جلالم سوگند که تا وقتی از من بخشش طلبند پیوسته آنها را می بخشم. و این سخن بیانگر این مفهوم است که بارها دشمنی شیطان در آیات قرآن و کلام انبیاء و اولیاء، نسبت به انسان تذکر داده شده است و همه ی تلاش ابلیس و عناصر شیطانی اش بر این است که قلب را آلوده کرده به سمت وسوسه ها و گناه بکشانند.

قرآن کریم در این باره می فرماید: « این چنین نیست (که شما می پندارید بلکه واقعیت این است که) هر کسی کار بد و گناهی انجام دهد ( و بر اثر گناه، قلبش آلوده و تاریک گردد) و (آثار زیان بار) گناه تمام وجود او را فراگیرد، ( ایمانش را از دست می دهد و موفق به توبه و هدایت نخواهد شد و عاقبت ) اهل آتش می شود و برای همیشه در جهنم خواهد ماند (بنابر این هیچ کس با برتری طلبی و آرزوهای باطل از آتش جهنم نجات نمی یابد و تنها راه نجات ( ترک گناه و اطاعت از فرمان الهی) است.» (بقره 81)

اصرار بر گناه، موجب احاطه ی گناهان بر سراسر وجود انسان، و باعث ماندگار شدن گناهکار در آتش جهنم می شود و نیز کیفر و پاداش، بر اساس آرزو و خیال نیست بلکه بر اساس اطاعت است. آثار و عوامل گناه و تکرار آن، ماهیت انسانی و فطرت پاک آدمی را احاطه کرده و جوهر او را عوض می کند و حتی موجب جاودانگی در عذاب می گردد.

در این خصوص، وقتی از حضرت علی (علیه السلام) سوال می کنند که دجال را برای ما معرفی کن، می فرماید1 که: « چشم راست ندارد و آن یکی، وسط پیشانی اش است و نور می دهد که انگار ستاره ی صبح است و مردم از پشت نشان دجال نان می خورند».

پیروان دجال، زنا زادگان و آوازه خوانان و یهودیان هستند و در روایات است که دجال از مادری یهودی زاده می شود و البته که یهود، فراماسونری را به وجود آورده است.

که با اشاره به آیات قرآن که درباره قوم یهود، بارها می فرماید الا قلیلاً ( و آن نشان دجال اشاره به دلار آمریکا است).

نظم نوین جهانی همان نظم نوین سکولاریته برای از بین بردن ادیان مذهبی خصوصا دین اسلام است و اگر دین از بین برود تنها و تنها به نفع ابلیس است.

در طراحی های آنها برای زندگی جوامع بشری و سکولاریزه کردن جهان بندگی خدا کجاست ... ؟؟؟؟

در برنامه ای که برای زندگی ما طراحی کرده اند، اثری از خدا وجود ندارد. این نکته ی مهمی است.

نظم نوین جهانی از دیدگاه مقام معظم رهبری:

« این نظام نوینی که آمریکایی‌ها می‌گویند این است، کاری کنند که همه ی دنیا آن طور که آن ها می‌خواهند، فکر کنند و حقایق را وارونه بفهمند. نظم نوینی که آمریکا در پی استقرار آن است، متضمّن تحقیر ملّت‌ها و به معنای امپراتوری بزرگی است که در رأس آن آمریکا و پس از آن قدرت‌های غربی است. بازگشت به جامعه جهانی که آمریکا منادی آن است به معنای پذیرش سلطه ی فرهنگ غرب است. نتیجه ی تمام درگیری شرق و غرب چه باید باشد؟ باید قدرت مطلقه و روزافزون آمریکا بر ملّت‌های ضعیف باشد؟ معنای نظم نوین جهانی این است!؟» و آنها به این طریق مفاهیم واژه ها را وارونه کرده و به بشریت القاء می کنند مثل جهاد، تلاش شان در تغییر سبک زندگی و تعریف زندگی آمریکایی و غربی است. آنها معتقد اند: در ارائه ی دینی واحد، اگر نقاط سلبی تشیع و اسلام را از آن بگیری مثل شلاق، حد زدن ، قصاص، امر به معروف و نهی از منکر ... اگر اینها را از آن بگیری و اگر قرائت رحمانی از دین داشته باشی شرایط فراهم است. در حالی که اسلام دین ایجاب و سلب است مثل امر به معروف و نهی از منکر و اصول و فروع دینی و همچنین قصاص و حد و شلاق آن هم برای اینکه حق مظلوم را از ظالمی گرفت در اسلام ذکر شده است و این عین عدالت خداست.

دینی که بیشترین شباهت را به کابالا دارد بودیسم است. دین بودا می گوید؛ همه چیز خوب است بد نداریم هرکسی هر عقیده ای دارد مثل هم جنس باز کنار شیعه و کنار سنی... بروید و مسالمت آمیز زندگی بکنید....ایرادی ندارد و مشکلی پیش نمی آید. شروع شده است... عرفان های نوظهور به همین ها دامن می زنند.

به لحاظ امنیتی اشاعه ی این فرهنگ یعنی جنگ. وقتی کشوری را می خواهند بگیرند روحیه ی شهادت طلبی را از آن می گیرند جهاد را می گیرند سلبی های دین را از آن می گیرند و فقط ایجابی ها می ماند... این اقدام ها شروع شده است.

بسم الله الرحمن الرحیم ممنوع شده است در کشورهای اسلامی. آمریکا سه دستور داده است که عبارتند از: حذف جهاد، روحیه ی شهادت طلبی از کتب درسی و حذف بسم الله الرحمن الرحیم از ابتدای کلیه ی امور.

حضرت رسول اکرم در این باره می فرماید: (پس از خودم بر امتم از سه چیز بیم دارم، گمراهی هوس ها، پیروی خواهش های شکم و فرج ها و غفلت پس از معرفت).

ولی این ایمان به خدا داشتن چه ربطی به فرهنگ غربی دارد؟ مگر این ایمان به خدا چیست که غرب یا همان پیروان شیطال رجیم از آن می ترسند و می خواهند نباشد؟

آثار ارزنده ی ایمان به خدا چیست1؟

در پاسخ باید اذعان نمود که این ایمان به خدا داشتن : 1- غرایز سرکش را رهبری می کند.2- فضائل اخلاقی را پرورش می هد. 3- به اجرای قوانین و گسترش عدالت اجتماعی کمک می کند. 4- ایمان به خدا، بحران های روحی و نگرانی ها و اضطراب های روحی را تخفیف می دهد و به روح آرامش می بخشد. و اگر اینها در زندگی بشریت به کار گرفته شود تنها کسی که در این میان ضرر می کند ابلیس است و او باید دست به کار شود و پیرو و سربازانی برای خود بگمارد که این ایمان به خدا داشتن از دلها برود.

و همانا ابلیس و لشکریانش این را نمی خواهند و این آثار ارزنده مخالف فرهنگ غرب است.

و اکنون ما در زمانی زندگی می کنیم که انواع تبلیغات، توطئه ها و انحرافات؛ فطرت، عقل و دین انسان ها را مورد تهاجم قرار داده است. جای تردید نیست که هر چه تاریکی بیشتر شود به نور بیشتری نیاز داریم و هرچه امواج خطرناک تر شوند، کشتی مطمئن تری لازم است.

قرآن، نور الهی و پیامبر و اهل بیت او (ع) کشتی نجاتند، ولی بهرگیری از این دو سرچشمه ی زلال ، نیاز به شناخت و ایمان دارد لذا باید به سراغ قرآن برویم، امّا نه درحّد تلاوت و تجوید، بلکه درحّد تدبر و تفسیر و بالاتر از آن درحّد عمل و تبلیغ ، چرا که عدم آگاهی از معارف و قوانین دین، موجب نسبت دادن خرافات به دین می باشدو مبارزه با ادیان الهی فقط و فقط کار دشمن قسم خورده ی انسان و پیروان اوست به طور کلی ادیان الهی نه تنها در برابر یکدیگر نیستند بلکه همدیگر را تأیید می کنند (ادیان الهی در طول هم هستند نه در عرض هم) و دین حضرت رسول اکرم (صلی الله و علیه وآله وسلم) آخرین و کامل ترین ادیان در کتب آسمانی تحریف نشده و قرآن کریم است.

ابوالعلای معری ( متهم به مبارزه با قرآن) می گوید: « این سخن در میان همه ی مردم اعم از مسلمان و غیره مسلمان مورد اتفاق است که کتابی که محمد (علیه السلام ) آورده است عقل ها را در برابر خود مغلوب ساخت و تاکنون کسی نتوانسته است مانند آن را بیاورد. امتیاز و جاذبه ی این کتاب به قدری است که اگریک آیه از آن درمیان کلمات دیگران قرار گیرد همچون ستاره ای فروزان درشب تاریک می درخشد!»

حضرت امام خمینی (ره ) و حضرت آقا خامنه ای هر دو در این خصوص می فرمایند که: تا زمانی که متن قرآن را درست یاد نگیریم عمل به قرآن درجامعه ی ما تضمین نخواهد شد. قرآن درهمه ی مسائل زندگی سخن گویا، شفاف، راهنما، راهگشا و گره باز کن است همانطور که قرآن خوانده می شود نهج البلاغه هم باید خوانده شود چون تعالی و دنباله روی قرآن است همانطور که مسلمانان خودشان را موظف می دانند با قرآن انس پیدا کنند و ندانستن قرآن را برای خود نقص می شمارند، ندانستن نهج البلاغه هم باید نقص به حساب بیاید، قرآن باب معرفت الله است. ما مادامی که در پناه قرآن هستیم بر دشمنان غلبه خواهیم کرد و اگر خدای نخواسته دشمنان اسلام ما را از اسلام و قرآن جدا کردند، باید بنشینیم و ببینیم که ما درذلت خفت بندگی- زندگی می کنیم چرا که قرآن مشتمل بر تمام معارف و تمام مایحتاج بشر است و برای اهل ایمان فقط داشتن ایمان قلبی کافی نیست، باید تقوا و مراقبت دائمی، در برنامه ها و زندگی داشته باشند تا از پاداش قطعی و بی نهایت پروردگار بهره مند شوند.

و حال با توجه به اینکه در بهبوهه ی انتخابات قرار داریم در این متن سخنی هم با مسوولان داریم هرچند می دانیم که جوابی نخواهد بود ولی مطمئنیم که این متن خوانده خواهد شد.

یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ کّونُوا مَعَ الصَّدِقِینَ(119- توبه)

چرا که حکومت جهانی ازآن مستضعفان است.

وَ نُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ إستُضعِفُوا فِی الأَرضِ وَ نَجعَلَهُم أئِمَّهً وَ نَجعَلَهُمُ الوَارِثِینَ(5 قصص).

در رویات آمده است که هزار فرشته بوسه بر آن دست می زند که از کار خلق یک گره ی بسته بگشاید.

کسی که مسوولیتی قبول می کند باید بداند که مسوول خدمت به خلق الله است هرچند که در مقام ریاست باشد ولی ظاهراً مردم از مسوولین رضایت ندارند.... و گاهاً دیده می شود که حقیقت بازگو نمی شود باهمت دولت جمهوری اسلامی مسکن هایی با عنوان مسکن مهر برای افراد بی خانمان و نابسامان توسط بساز بفروشها ساخته شده که خدا شاهد است چه مبالغ کلانی از مردم مستضعف کلاه برداری شده است و چه کم کاری هایی در این امر مقدس توسط مسوولین صورت گرفته است ولی حتی رسانه ی ملی نیز از پرداختن به این مسأله اجتناب می کند و کسی پی گیر موضوعی که چه برسر مردم آمده است نمی شود هیهات که این ظلمی است که برمردم روا داشته شده است و مسوولین از پاسخ گویی به این مطلب امتناء می کنند و رسانه های داخلی جمهوری اسلامی ایران مطالب کذب و غلطی را اکثراً منتشر نموده اند.

از نفرین مظلوم بترسید اگر چه کافر باشد، زیرا در برابر نفرین مظلوم پرده و مانعی نیست1.

گاهی دشمن از خود ماست ولی بصیرت لازم است و قدرتی مقتدر در مواجهه با این کج روی ها، چراکه تاریخ نشان داده کسانی که در رکاب پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم ) بر علیه کفر شمشیر می زدند چند سال بعد بر علیه فرزند او شمشیر کشیده و حادثه ی عاشورا را رقم زدند. و تاریخ و تجربه نشان داده که تاریخ تکرار می شود.

امام خمینی ره در این باره سخن زیبایی دارند که می فرمایند2: « بپرهیزید از اینکه خدای نخواسته حب دنیا و حب نفس بتدریج در شما رو به فزونی نهد، و کار به آنجا رسد که شیطان بتواند ایمان شما را بگیرد. گفته می شود تمام کوشش شیطان برای ربودن ایمان است. تمام وسایل و جدّیت های شبانه روزی او برای این است که ایمان انسان را برباید.

کسی سند نداده که ایمان شما ثابت بماند. شاید ایمان «مستودع» باشد، و آخر کار شیطان از شما بگیرد و با عداوت خداوند تبارک و تعالی و اولیای او از دنیا بروید. یک عمر از نعمتهای الهی استفاده کرده، سر سفره ی امام زمان نشسته، و آخر کار خدای نخواسته بی ایمان و با دشمنی با ولینعمت خود جان بسپرید.

از آنجا که منافع دنیا محدود می باشد، هر یک برای بدست آوردن آن با دیگری به رقابت برمی خیرد. شما خواهان فلان مقامید، دیگری نیز همان مقام را می خواهد، قهراً منجر به حسادت و برخورد می گردد. لکن مردان خدا، که حب دنیا را از دل بیرون کرده اند، هدفی جز خدا ندارند، هیچ گاه با هم برخورد نداشته چنین مصایب و مفاسدی به بار نمی آورند. اگر تمام پیامبران الهی امروز در یک شهر گرد آیند، هرگز با هم دوییت و اختلاف نخواهند داشت؛ زیرا هدف و مقصد یکی است؛ دلها همه متوجه به حق تعالی بوده از حب دنیا خالی است.

نتیجه اینکه :

با توجه به مبحث دشمن شناسی و ضرورت داشتن بصیرت و آگاهی و شناسایی علت کینه توزی ها دشمنان اسلام نسبت به این دین آسمانی و ذکر ابزارهای نفوذ دشمن در بین انسانها، باید خاطر نشان شویم که، دشمن، تمام حرکات و حتی کلمات ما را زیر نظر دارد و از هر فرصتی که بتواند سوء استفاده کرده و می خواهد ضربه بزند و مقابله با دشمن لازم و ضروری است.

با استناد به آیات قرآن می گوییم که دشمنان کینه توز اسلام و مسلمین، کمترین خیر و خوبی را برای مؤمنان نمی خواهند. باید خواسته ها و تصمیمات باطن دشمن را شناخت و هرگز به آنان تمایل نشان نداد باید نسبت به توطئه ها و نقشه های دشمنان دین هوشیار و مواظب باشیم چرا که دشمنی که در دل خود آرزوی کفر شما را دارد، در عمل از هیچ توطئه و نقشه ای خود داری نمی کند.

تبعیت از فرمایشات مقام معظم رهبری باید سرمشق و سرلوحه ی انسان ها در عصر آخرالزمان باشد تا به امید خدا این انقلاب به انقلاب منجی موعود حضرت صاحب الامر و الزمان متصل گردد و مسوولان و مجلس و سازمانها و نهادها با مدیریت صحیح سعی در رفع بحران های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی از جامعه ی اسلامی کرده و درحق این ملت، امید است که خیانتی از سوی آنها صورت نگیرد.

و من الله توفیق

سونیا امیرپوربودالالو

منابع:

امام حسن (علیه السلام) تحف العقول

برداشت آزاد از جهاد اکبر یا مبارزه با نفس امام خمینی (س)- خرداد 1372تا پاییز 1378

برداشتی سخنرانی آقای رائفی پوردر برنامه ی زنگ خطر

تسنیم دوشنبه 4 شهریور1392 - کد مطلب: 196822

تفسیر سوره ی قصص /محسن قرائتی/ بهار 1381/ مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن

خدا و نظام آفرینش / جعفر سبحانی / چاپ خانه ی دفتر تبلیغات اسلامی فروردین 1362.

خواهش مسیح ، داستان راستان ، شهید استاد مطهری، جلد اوّل، 1339

شبکه خبری هزاره سوم روزنامه رسالت.

صد سخن از پیامبر اکرم (ص) منتخب نهج الفصاحه/ گردآورنده جعفر پازوکی / انتشارات رسالت قلم/چاپ اول 1360

نامه جامعه/ نامه45/ امام خمینی (ره) .

نهج البلاغه، خطبه ی 34.

ولایت از دیدگاه عقل و فطرت / حضرت آیة الله سیّد محمد باقر صدر، ص13و14 انتشارات جهان آرا، آبان 1353.

Hadi.homayounfar@gmail.com

http://alef.ir/vdcgyy9n.ak9xx4prra.html

http://h3nn.ir/news/6183.html



[2]- همان. همایون فر محمد- بصرت و دشمن شناسی

1- نامه جامعه/ نامه45/ امام خمینی (ره) .

-[3] به گزارش تسنیم -کد مطلب: 196822

2- به گزارش شبکه خبری هزاره سوم روزنامه رسالت.

2- امام حسن (علیه السلام) - تحف العقول - ص 333

1- قرائتی محسن- تفسیر سوره ی قصص- ص15و70

2- قرائتی محسن- خواهش مسیح - ص203

3 - امام خمینی (س)- برداشت آزاد از جهاد اکبر یا مبارزه با نفس.

1- حضرت آیت الله سید صدر محمد باقر - ولایت از دیدگاه عقل و فطرت - ص13و14

1- برداشتی سخنرانی آقای رائفی پوردر برنامه ی زنگ خطر

1- سبحانب جعفر - خدا و نظام آفرینش-ص7 .

1- پازوکی جعفر- صد سخن از پیامبر اکرم (ص) منتخب نهج الفصاحه.

2- امام خمینی (س) برداشت آزاد از جهاد اکبر یا مبارزه با نفس.

منبع: تابناک
اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار